تبليغاتX
بخواب فروردین

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

 

 

شبیه شمعی که نیمه جان است، چه زود پایان گرفته بودم

وقطره قطره تمام خود را، شبی به دندان گرفته بودم

شراب و آتش چه برزخی بود! سراب وخونابه شعله می زد

هوایی از ابر و گریه بودم، که سخت توفان گرفته بودم

نه پیرهن پوش چاه بودم، نه در شب مصر ماه بودم

غریبه ای بی پناه بودم، که بوی کنعان گرفته بودم

به ذکر نام سرآمد او، به شوق دیدار مشهد او

به عشق لبخند گنبد او، ره بیابان گرفته بودم

مسافری خسته بال بودم، غریبه ای اهل حال بودم

که در کویر غریب کرمان، تب خراسان گرفته بودم

به سمت باران پری گشادم، به وادی دیگری فتادم

وپیش پایش سری نهادم، چرا که سامان گرفته بودم

اگر چه در خویش مرده بودم، به لطف او دل سپرده بودم

من آهویی تیر خورده بودم، که ناگهان جان گرفته بودم

قسم به هوهو، به چشم آهو، که با اشارات ابروی او

چو خون، سراسیمه در رگ خویش، دوباره جریان گرفته بودم

به رغم اندوه زندگانی، چه درخماری چه سرگرانی 

ازاین سبوهای آسمانی، از او فراوان گرفته بودم

زمین کبوتر، زمان کبوتر، درخت و رنگین کمان کبوتر

توگویی از آسمان کبوتر، به جای باران گرفته بودم

 

 سلام مولای مهربانم! شکسته شد قفل ناگهانم

نشست نام تو بر زبانم، اگر چه پایان گرفته بودم

دلم به دنبال چاره ها نیست، اسیر این جشنواره ها نیست

برای شعرم امام هشتم! من از تو فرمان گرفته بودم

 

* با احترام به غزل فاخر جناب دکتر هادی  سعیدی کیاسری با مطلع:

مبارکت ای صبور شب ها به صبح تابان رسیدی آخر

زتن پراکندگی گذشتی به مطلق جان رسیدی اخر...

+ نوشته شده در 87/08/19ساعت 7:29 توسط حامد حسین خانی |