تبليغاتX
بخواب فروردین
 

در نمایشگاه امسال دو مجموعه از کارهای منتشر شده ام

حضور دارد ۱- از این بهشت موازی، نشر تکا

از این بهشت موازی

۲- مرا که برگ شدم، نشر مرکز کرمان شناسی

و چند بیت از یک غزل مثنوی، از مجموعه ی از این بهشت موازی:

جرم من رها شده، دیوانه بودن است

با هرچه جز نگاه تو بیگانه بودن است

منظور من ازین همه آواره زیستن

با برق چشمهای تو همخانه بودن است

بوی گل تن تو، در این ورطه ی خزان

پیغام آشکار بهارانه بودن است

گاهی تو هم به خانه ی خاموش من بیا

چون سرنوشت خانه ام ویرانه بودن است

بر من ببخش گاهی اگر پیله می شوم!

این خود دلیل روشن پروانه بودن است

پروانه ام که بی تو به هرجا نمی پرم

من با تو می پرم، تک وتنها نمی پرم

 سوگند می خورم به غزلرقص مولوی

سوگند می خورم به غزلهای منزوی

اینک دلم برای تو غمخواره ای بزرگ

اینک دلم به وسعت سیاره ای بزرگ

بیچاره ات شدم، تو جگر پاره ام شدی

تنها تویی که ساکن سیاره ام شدی...

این رباعی هم از کارهای تازه:

قانون بهار را رعایت کردم

کم کم به طراوت تو عادت کردم

با آنکه کویری ام ولی همواره

با لهجه ی آب با تو صحبت کردم

 

+ نوشته شده در 88/02/17ساعت 10:37 توسط حامد حسین خانی |

 

هوای خلوت اردیبهشت بامن بود

گذشت بوی بهار از کنار پنجره ها...

 

سلام به فروردین، سلام به اردیبهشت

سلام به شعر، سلام به شاعر...

به روز شدن در سال ۸۸ هم حال و هوایی دارد:

تو خلوت یه ایون،یه غربت داغونم

رو تاقچه ی تنهایی، حجم یه گلابدونم

یه غصه ی سرگردون، یه قصه ی پاییزی

من ابر لب حوضم، همسایه ی بارونم

وقتی که نمی جوشم، یه چشمه ی متروکه

وقتی که نمی بارم، یه گریه ی خندونم

زخم تن من سیبه، کاج نفسم زرده

تو شرجی نخلستون، یه شاخه ی بی جونم

تو دست صدای من، یه چاقوی غمگینه

آوازای زخمی رو بی حنجره می خونم

فانوس شب سردم،آیینه ی پر گردم

مثل ترک تاریخ، رو سینه ی گلدونم

همخونه ی تابستون، همگریه ی پاییزم

همزاد بهار پیر، همسال زمستونم

 

... واینکه وبلاگ ادبی شاعر نخل های صبور و زخمهای کویر

محمد علی جوشایی متولد شد. (مرثیه های ممنوع) 

شعر او مشتاقان زیاد دارد. من هم با تمام شوق دوستانم

را به سفر در سرزمین مجازی آبروی شعر کرمان، جوشایی

عزیز دعوت می کنم.

www.joshaiy.persianblog.ir

+ نوشته شده در 88/02/03ساعت 11:44 توسط حامد حسین خانی |